كيوان از پشت يك سوم حرف جالبي ميزنه. مجموع ظرفيت دريافت اطلاعات و مطالب خواندني توسط ذهن ما و تراوشات ذهنيمون براي انديشيدن و نوشتن و خلاقيت مقدار ثابتي داره. براي من كه حداقل اينطوريه. اين روزها بدليل حجم بالاي مطالبي كه از طريق وبلاگها، گوگل ريدر، سايتهاي مختلف، فيس بوك و ... به مغز من وارد ميشه حس نوشتن و خواندن كتاب در من بشدت پايين اومده. اين پيشرفت دنياي سايبر و خيمه اي كه اين بعد از پيشرفت تكنولوژي توي زندگي ماها زده در كنار فوايدي كه داره بشدت ماها رو درگير خودش كرده و اين بنظر من اصلاَ خوب نيست. از يك طرف با خودت فكر ميكني كه اگه تمام اين مطالب و سايتهايي رو كه به ديدن هر روزش معتاد شدي نبيني از دنيا عقب ميموني و از طرف ديگه ميبيني كه اين امورات اينقدر قواي ذهني تو رو به خودش درگير ميكنه كه ديگه انرژي لازم رو براي با خودت نشستن و نوشتن نداري. بنظرم بهترين راه براي مقابله با اين پديده داشتن يك اراده قوي و تصميم اساسي براي محدود كردن دريافت مطالب خواندني از اينترنت هست. خود من اينروزها استفاده فان از اينترنتم رو به حدود يك تا دو ساعت در روز كاهش دادم و دارم سعي ميكنم كه اونو به زير يك ساعت بكشم. من هنوز هم لذتي كه در خوندن كتاب بهم دست ميده بهيچ وجه قابل مقايسه با خوندن مطالب مجازي نميدونم. بنظرم خوندن يك كتاب دلچسب مخصوصاَ تو اين هواي نيمه سرد پاييزي در كنار نوشيدن يك چايي داغ خيلي كمك بيشتري به رشد انديشه و تخيلات من ميكنه تا خوندن اينهمه مطالب جديد و حتي مفيد روزانه در سايتها و وبلاگهاي مورد علاقه ام.
شنبه ۳ اکتبر ۲۰۰۹
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
0 نظر:
ارسال يک نظر