چهارشنبه ۲۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

Conflict Resolution

 دیروز پس از حدود یکسالی کار بر روی پروژهای که در مؤسسه تحقیقات آب بر روی آن مشغول بودم، گزارش نهایی‌اش تمام شد. خوشحال هستم هم بخاطر اینکه کار خوبی از آب در آمد و هم بخاطر اینکه کمی اکنون می‌توانم نفس راحتی بکشم و استراحتی بر بدن بزنم. موضوع این پروژه تخصیص آب حوضه آبریز رودخانه اترک بود که بدلیل واقع شدن بین دو استان خراسان شمالی و گلستان اختلافات و تنشهای شدیدی بر سر آب آن حاکم است. استان خراسان شمالی که در بالا دست حوضه است قصد اجرای سدهای مخزنی را برای برداشت آب دارد و استان گلستان که در پایین دست است شدیداً نگران عوارض مخرب ناشی از احداث این سدهاست. هدف از انجام این مطالعات هم بنوعی تعیین حق السهم هر از این استانها از آب حوضه اترک بود. البته معمولاً پاسخ اینگونه مسائل در مملکت ما با انجام مطالعات کارشناسی مشخص نمی‌شود، بلکه فشارهای سیاسی و مسائل قدرت است که حرف یکی از طرفین را بالاخره به کرسی می‌نشاند. کما اینکه در بسیاری از جلسات طرح ناگهان می‌دیدیم که نماینده هر یک از دو استان (البته بیشتر خراسان شمالی) هم وارد جلسه می‌شد و در خصوص لزوم رسیدگی به حقوق استان خود سخنرانی می‌کرد. اما آنچه که اکنون مهم است اینست که کارم را تمام کردم و بنظرم هم کار خوبی از آب در آمد. این چند وقت حتی شبها هم درگیر تهیه گزارش و فایل پاور پوینت و این حرفها بوده‌ام و حسابی احساس خستگی می‌کردم. هوا هم که به شدت ناجوانمردانه داغ است. اکنون می‌توانم کمی به برنامه‌های شخصی‌ام برسم. برنامه ورزش کردنم را دوباره جدی دنبال کنم، دستی به سر و رویم بکشم و کمی هم به شیطنتهای مورد علاقه‌ام بپردازم. زندگی همین است دیگر. فراز و نشیب دارد. مهم اینست که بدانی پس از هر سختی‌ای راحتی می‌آید. بقولی زندگی فاصله‌های خوشی است بین ناخوشیها و یا بر عکس. شاید بعضیها همیشه بنالند که هیچوقت خوشی در زندگیشان ندیده‌اند. اما بنظر من آنها انسانهایی هستند که خوشیهایشان را نمی‌بینند. بعضی از انسانها فقط دوست دارند که از زمین و زمان شکایت کنند و همیشه غر بزنند. من اینگونه نیستم. بنظر من زندگی زیباست. من زندگی کردن را دوست دارم و سختیهایش را هم بخاطر خوشیها و زیباییهایش می‌گذرانم. با شکایت کردن و از زمین و زمان و مملکت و حکومت نالیدن مشکلی حل نمی‌شود. باید که بدانی چه میخواهی و برای رسیدن به آنچه می‌خواهی تلاش کنی. در این حال است که احساس مفید بودن می‌کنی و این احساس رضایت باعث می‌شود که خیلی راحت تر بتوانی بر مشکلات فائق آیی.

5 نظر:

ناشناس گفت...

دكتر خسته نباشي
يه مدت نبودي گفتم حتما نيمه گمشده ات را پيدا كردي كه سري به وب نميزني.
فرزندم تو شيطنت‌هاي مورد علاقه‌ات يه فكري هم به حال آينده‌ات و ... كن. به فكر نباشي مثل من ميشوي كه هم سخت‌گيرتر مي‌شوي هم حوصله قرقرهاي خانم‌ها را نداري البته با معذرت. خانم‌ها بخوانند ناز كردن‌هاي بي‌پايان.
شاد باشي

Mitra گفت...

افرین داداش.کیف کردم.

M. Sh. گفت...

ناشناس عزیز کاش اسمت رو هم میگفتی. با این حال ممنون.
میتراجون :)

پدرام گفت...

دیشب داشتم فکر میکردم خیلی وقته به وبلاگت سر نزدم.الان که اومدم دیدم پست جدید نداری جا خوردم!
فک کنم این روزا خیلی گرفتار شدی.نمی دونم چرا هر وفت مطلب جدید نمیذاری فکر می کنم یه ماجرای عشقی واست پیش اومده!خلم دیگه! D:
یاد سیستم انتقال پارسال افتادم.کلاس خوب و خاطره انگیزی بود.یادش به خیر.
راستی من هنوزم به کسی راجع به وبلاگت نگفتما ;)

ناشناس گفت...

دكتر جان سلام

كجايي بابا نگران شديم

بيا يه خبري از خودت بده