پنجشنبه ۲۵ نوامبر ۲۰۱۰

...

2 نظر:

ندا گفت...

جرا اینقدر نوشته هاتون ناامیدانه شده؟ نمی گم اتفاقی که واستون افتاده چیز کمیه،نه!خیلی هم سخته، اما هرچه غمهای ما بزرگتر باشه ما بزرگتر می شیم...شما یه مرد قوی و با احساس هستین، انتظار می ره که مقاوم باشین و تکیه گاه محکمی برای مادرتون و خواهراتون باشین و حتما هم هستین...یادتونه یه جایی قبلنها گفته بودین نباید در مقابل مشکلات ناک اوت شد...مطمئنم که اینقدر قوی هستین که همیشه امیدوار و استوار بمونین.قطعا مرگ پایان زندگی توی این دنیاست، اما پایان همه چیز که نیست.

پدرام گفت...

از دست دادن پدر یکی دیگه از بازیای مسخره زندگیه که متاسفانه هیچ کاریشم نمیشه کرد.
الان چند روزه دارم به این فکر می کنم این اتفاق یه روزی واسه منم میفته و منم باید این غمو تحمل کنم.سخته...واقعا سخت...
مجتبی جان سری به این سایت بزن شاید کمی آرومت کنه.سایت معتبریه :
http://www.near-death.com