سال 89 هم ديگه داره آخرين نفسهاشو ميكشه. مثل يك چشم بر هم زدن گذشت. سالي كه عليرغم اتفاقهاي خوبي كه در اون برام افتاد، بدترين سال زندگي من تا بحال بود. سالي كه يكي از عزيزترين كسامو در اون از دست دادم. سالي كه در اون پدر خوبم براي هميشه از بين ما رفت. هواي اين روزهاي تهران هم به جبران خشكيهاي چند ماه قبل حسابي پر از برف و بارون شده و حال و هواي ديگهاي به اين روزها داده. همه چيز داره خودشو براي عوض شدن آماده ميكنه. دوباره يه سال ديگه شروع ميشه و برگ ديگهاي از زندگي ما ورق ميخوره. خيلي دوس داشتم كه ميتونستم زود به زود اينجا رو آپ كنم اما اينقدر درگير كار شدم كه رمقي براي فكر كردن و نوشتن كمتر در من ميمونه. يه دليل ديگش هم اينه كه بعضي از مسائل به جريانات خصوصي زندگيم برميگرده ولي چون اينجا رو تموم فك و فاميلمون هم ميخونن، نميتونم در مورد اون مسائل متاسفأنه چيزي بنويسم. تا ميام يك كلمه درد دل كنم، فرداش خواهرجونم از اونور دنيا زنگ ميزنه به اين يكي خواهرجون ديگهام و كلي در مورد من با هم اختلاط ميكنن. آخه عزيز دلم، شما رفتي اونجا درس بخوني يا وبلاگ بخوني؟ :) از همينجا عيد رو بهت تبريك ميگم. يادمه اول سال 89 براي خودم چندتا هدف اصلي رو گذاشتم. يكيش اين بود كه سعي كنم آدم خوش اخلاقتر و مهربونتري بشم. اما فكر كنم اصلاً متأسفانه موفق نبودم. كم كم دارم به سني ميرسم كه زياد حال و حوصله سر و كله زدن با بقيه رو ندارم و زود بد اخلاق ميشم. همينجا آرزوم ميكنم كه بتونم اين خصوصيت رو توي خودم عوض كنم و آدم صبورتري بشم. يكم هم از حجم خودخواهيهام كم كنم و به فكر بقيه باشم. نميدونم چرا نميتونم مثلاً مثل يحيي، پسر خالم، اونهمه به فكر بقيه باشم. متأسفانه هميشه بيشتر از بقيه به خودم اهميت ميدم در حاليكه ميدونم خيلي بده. اميدوارم در سال 90 بتونم دروازههاي قلبم رو باز كنم و بذارم امواج خروشان عشق و محبت روح تازهاي در من بدمه. از همينجا براي همتون سال خوب و سرشار از خوشي آرزو ميكنم.
4 نظر:
خیلی بدی
قهر
سال نو مبارک
من فکر می کنم علت اینکه اینهمه ناشناس براتون کامنت می ذارن به نوعی به همین خودخواهی خودتون بر می گرده...حالا دیگه خودتون علتش رو متوجه می شید دیگه....
salam
aghaye doctor khaili vaghte chizi neminevisid etefaghi oftade khadae nakarde?
kojatiiii pas ???/
ارسال يک نظر